آموزش مهارتهای زندگی و اصلاح سبکهای زندگی برای زنان و دختران سرزمینم


مشغول نوشتن گزارشم هستم. با صدای بلند سلام می کنند و وارد میشوند. دو نفرند همراه یک کودک. روبرویم که می نشینند میتوانم حدس بزنم ۲۰  سالی داشته باشند خودشان را معرفی می کنند یکی متاهل است و دیگری که خواهر شوهر اوست مجرد. با صدای بلند صحبت می کنند و از گفتن مشکلات اقتصادی شان هیچ ابایی ندارند. دختر جوان مدام میان حرفهای زن برادرش می دود و سعی دارد همه ماجرا را خودش تعریف کند. به چشمانش که نگاه میکنم آن حالت معصومانه را نمی بینم سختیهای زندگی از او زنی ساخته جسور و بی پروا. دو ماهی میشود که پدر و برادرش به جرم ضرب و جرح عمدی به زندان افتاده اند. چرا هر دو؟ درگیری دسته جمعی بود؟- نه! پدرم#معتاد است.. مادرم هم به خاطر اعتیادش#طلاق گرفت و رفت و هر چه اصرار کرد که من و خواهرم را هم با خود ببرد نگذاشت. مگر خواهر هم داری؟ -بله خانوم دو سال از من کوچکتر است و#افسرده. پدرم دوستانش را به خانه می اورد و باهم مواد مصرف می کردند. ما از ترسمان یا گوشه ای قائم میشدیم و یا به منزل داداشم پناه می بردیم.اخر سر هم نمیدانم به خاطر چه با دوستانش درگیر شدند و الان زندان هستند.خانم بخدا هیچی برای خوردن نداریم. چرا سر کار نمی روی؟ -از ترس همسایه ها پشت سرمان حرف در می اورند. زن داداش در میان حرفهایش می دود و می گوید :کارت خرید کالا که شما به من دادید همه را پوشک بچه خریدم  همه را؟- بله مجبور بودم. آدرس منزلشان را که میگویند تازه میفهمم چرا ماجرا برایشان اینقدر عادی است.از او میپرسم دوستان پدرت آسیبی به شما نمی رساندند؟ چیزی نمیگوید.یعنی نمیتواند بگوید چرا که اتاق کارم فضایی کوچک است و چند مراجع دیگر نشسته اند و به حرفهایمان گوش می دهند. نگاهی به حیاط می اندازم شاید ایده خوبی باشد ولی اگر بخواهم آنجا با او‌ حرف بزنم هم حرمت او می شکند و هم حرمت من ِمددکار اجتماعی. از دفتر کارم که می روند پشت سرشان نگاه می کنم با چندین سوال تکراری:چرا قانون طلاق و حضانت کودک ما این همه مشکل دارد و پدر هر چه باشد مالک و سرپرست قانونی کودک است و چرا این قانون قابل تغییر نیست؟ چرا زنان و دختران ما در اداره بحران های زندگی این همه ضعیفند و وابسته؟ این چه فرهنگ لا یتغیری است که #مدیریت_اقتصادی خانواده فقط از عهده مرد بر می آید و بس.چرا زنان و دختران ما به خودباوری نرسیده اند؟ با خودم می گویم آموزش #مهارتهای_زندگی و #اصلاح_سبکهای_زندگی برای #زنان و #دختران سرزمینم کم اهمیت تر از نان شبشان نیست و این رسالت اصلی من است و وقتی به اتاق کارم نگاه میکنم دلم می گیرد با کدام امکانات. آموزش_ابزار_میخواهد.

نوشته : توسط خانم الهام  زاد صادق دانشجوی دکترای اجتماعی و مددکار انجمن

شماره حساب
کمک به آزادی مددجویان
0105924719000 بانک ملی سیبا

6037997599044634  شماره کارت

تماس با ما
آدرس: تبریز،جاده ائل گلی،فلکه خیام،35 متری سینا،اول کوی مخابرات پ 22  ، انجمن حمایت از زندانیان
تلفن: (41)3 3826324
مددکاری: (41)3 3826238
فکس: (41)3 3826361